دلتنگی مامان
سلام مامانی. سلام عزیز دلم.
ساعت الان 3 صبحه. اما مامان دلش گرفته مامانی. تنهایی به مامان فشار میاره عزیزم. خیلی وقتا ارزو میکنم کاش بابایی پیشم بود و مرهمی بر ذل خسته مامانی. اما چه کنم که سرنوشت خواسته ما از هم دور باشیم و مدتی کنار بابایی نباشیم. نمیدونم شاید خدا خواسته اینجوری ما رو قویتر و محکمتر از همیشه کنه. نمیدونم حکمتت چیه خداجونم اما هر چی هست توکل به خودت میکنم. خدا جونم این بنده حقیرت امشب اومده ازت بخواد مواظبش باشی. نزار پاش به خطا بره.خدا جونم تاوقتی خودت صلاح بدونی صبر میکنم. اما زوذ تمومش کن خدا جونم.
نی نی گلم چنذ وقته بدجور به بنبست خوردم. میدونم الان رو ابرا اون بالا بالاها خوابی. 
اما وقتی از خواب نازت بیدار شدی و شرایط مامانی و بابایی رو ذیذی براشون ذعا کن خدا کمکشون کنه. دعای نی نی ها زود مستجاب میشه . واسه ما هم دعا کن. دوست دارم پری کچلو نازم.



دلتنگی مامان
